شوهرم کارش جوریه که تو هفته ۲ روز یا ۳ روز خونه هست بستگی داره
همیشه تو این چهار دیواری تنهام شب تنها میخوابم صبح تنها بیدار میشم همه کارامو تنهایی میکنم به خدا گاهی صدای خنده بقیه از ساختمون میاد دست خودم نیست حسودیم میشه نمیگم تنهایی رو دوست ندارم اتفاقا تنهایی و آرامش رو دوست دارم ولی الان که دارم فکر میکنم سه ساله ازدواج کردیم شاید نصف یا بیشتر این سه سال رو تنها بودم ولی الان که قهریم تنهایی بیشتر بهم فشار آورده نه زنگی نه پیامی حداقل قبلا زنگ میزد بهم تنها هم باشی حال روحیت خوب باشه حداقل
الان حالم داغونه ۱۰ روزه پریودم عقب افتاده بدنم کوفته است کلافه ام تنهایی رفتم آزمایش دادم اصلا دلم نمیخواد بچه بیارم نمیدونم چرا نمیدونم چرا انقد میترسم انقد بدم میاد مخصوصا الان که قهریم