2777
2789
عنوان

پسر خاله...🙄

311 بازدید | 15 پست

دیروز رفته بودیم‌خونه مادر بزرگم 

دیدم طبق  معمول لنگ تا لنگ دراز کشیده رو مبل و میگه :بیا جی  تی ای بازی کنیم. 

منم گفتم باشد🙄 بعد چند دقیقه‌بازی گفتم من می رم آب بخورم گفت برو. 

آشپزخونه مادر بزرگم تو حیاطه و از شانس من هیچ کسی اونجا نبود.

داشتم‌آب میخوردم که 

دیدم یه دفعه دوتا دست کمرم رو میگیره.

من پریدم اون طرفتر دیدم داره میگه  ببین من یه چیزی رو باید بهت بگم  گفتم بگو من در این حال یه ماهیتابه دستم بود که اگه اومد...

گفت من دوست دارم 

منم گفتم چرت و پرت نگو مسخره بیا بریم بازی کنیم گفت نه به خدا واقعا دوست دارم

این خودش سابقش خرابه فکر می کنه من گول می خورم🙄🙄🙄🙄🙄🙄


آقایون درخواست دوستی ندید باتشکر...

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز