دوستان من 19مهز زایمان کردم تا 50روز نصف به نصف من خونه مامانم بودم و یا مامان خونه ما بعد اون تنها هستم شو هرم سرش شلوغه بیرون نمی بره.دازه خون میسازه خورده به گزونیا اعصابش خورده. بعد از ظهرها مغازست شب 10میاد خونه. من فقط جمعه ها میرم خونه مامانم . خودم هم کارمند هستم عادت کردم به بیرون رفتن
دیگه تو خونه پوسیدم دارم دق میکنم شوهرم بیرون نمیبره سرش شلوغه و میگه هوا سرده بعد عید بیرون در میای. دیگه افسردگی گزفتم. به. از زایمان افسردگی گرفتم . شماها چیکار میکردین با نوزاد پاییز و زمستون بیرون نمیرفتین .