وای یچیز عجیب
الان بابام داشت میگفت دیشب خواب دیده یه جایی نذری بوده
بابای من میره کف قابلمه را جمع کنه (ته دیگ طور)میگه این ته دیگا قشنگ بر اومدن و رنگی بودن بعد اسم حضرت ابولفضل نوشته بود
بعدش بابام تو خواب گریش میگیره
نمیدونم چرا اما حس کردم خیلی شبیه چیزیه که شما گفتید