بچه ها من همش تو خونمم تنهام خونم مستاجره
برای ی کار اداری مجبور شدم بیام خونه مامانم چون از اینجا نزدیکه و دیروز همین ساعتا اومدم
الان حال ندارم برم خونم اگه برم باید شام بپزم ۲ساعتی تو راه باشم بمونم
ولی میترسم شوهرم شاکی بشه
باردارم بهش چی بگم هیچی نگه