فک میکردم فقط من تنهام هستن افرادی مث من هعی خیلی حس بدیه
من زایمانم سزارین بود.یکی نبود هیچکس نداشتم بچه خواهرم سه ماهه بود نگه میداشت که خواهرم اذیت نشه منم ۱۰ ردز بیمارستان بستری بود بچم یبار نیومد بعد ترخیص خودشو انداخت رو گوسفند قربونی بچم اخم و تخم به فلانی میدیم به فلانی نمیدیم مثلا رسم بود زن زایمان کرده بره خونه پدر مامانم ولم میکرد میرفت پیکنیک موقع ختنه پسرم گفتم همرام بیا استرس دارم رفت پیش بچه خواهرم
حالام باردارم یه هفته کسی نبود بچم نگه داره برم آزمایشام بدم ولی خواهر زادم نگه میداشت مامانش بره مسافرت دو سه روزه