من با یه نفر یعنی یه مدت کوتاهی که دایرم باهم آشنا می شیم و خوب داریم همو میسنجیم که ببینیم اگر با هم تفاهم داریم وارد رابطه بشیم در غیر این صورت که نه
و من به شدت اصرار دارم که این پسر وقتی که یه مدتی با هم توی رابطه بودیم بیاد جلو و با خانوادم صحبت کنه و حداقل به خانوادم بگه که با من در ارتباطه تا من به صورت آزادتر و جدیتری بتونم باهاش توی رابطه باشم و خیالمم از این بابته که به هم میرسیم راحت باشه ...
اما از اونجایی که تو رابطه قبلیش این اتفاق براش افتاده بود و پارتنرش رفته بود به خانوادهاش اونو گفته بود و خانوادهاش مخالفت کرده بودند به خاطر همینم دیگه میگه من چشمم خیلی میترسه و تا زمانی که به صورت جدی نخوام بیام خواستگاریت دوست ندارم که خانوادهها در جریان این ارتباط باشن!!
که بازم من خیلی مخالفت کردم و ناراحت شدم گفتم دوست دارم خانوادم بدونن وگرنه برای من خیلی سخته و از کجا معلوم تا بعد چند سال نزنی زیرشو نری؟ حداقل توی این شرایط خانوادهها وقتی در جریان باشند خیلی بهتره ولی خب قبول نکرد که نشه
و ایدش اینه وقتی خانوادهها بفهمن شاید مخالفت کنند و به قول خودش سنگ بندازن توی رابطه ما و خرابش کنن !!!!!!!!
شما با نظرش موافقید یا مخالف؟
و به نظر شما میپیچونه یا نه؟
همشهری همم هستیم