دیروز شهرما برفی بود شوهرم تعطیل بود
صبح ساعتای هشت رفت بیرون
فک کردم رفته اسنپ
زنگش زدم گفت رفتم ماشین تعمیرکنم
ظهر زنگ زدم گفت هنرجو دارم من دیر میام یکساعته دیگه میام ساعتای دو اومد ناهارخورد
بعدم سریع رفت با داداشم فوتبال ببینن خونه مامانم
دیشب گوشیشو دیدم میبینم صبحش رفته بوده آدم برفی درست کنه بادوستش
من به روش نیاوردم
اما از دروغ گفتن بدم میاد
به یک بابت خوبه چون رفته بیرون منم به درسام میرسم
ازبابت خودشم خاطرجمعم اهل چیزی نیس گوشیشم بازه همیشه
حالا نمیدونم چیکارکنم
چجوری برخورد کنم
اصلا رو بیارم میارم
چی بگم بهش