2777
2789

یه داماد خیلی رو مخ داریم فکر میکنه خیلی با نمکه نکبت و شوخی های چرت و پرت میکنه . امروز دوباره این شوخی های مسخرش رو شروع کرد 

شوهرمم از این بچه مثبتای خیلی خیلی مثبته ، هی تو جمع گیر داد از مردای خانواده پرسید که اگر مجبور بودید زن غیر ایرانی بگیرید از کجا زن میگرفتید 😐 

نوبت شوهرم شد ، یکم من و من کرد پیچوند ( چون میدونه چقد حساسم ) این نکبت هم ول کرد آخرش گفت میرفتم یکی شبیه ترانه رو میگرفتم ، باز ول کرد . 

آخرش شوهرم‌گفت یه زن آنگلاساکسون مسلمون . 

الان‌متوجه شدم به انگلیسیا و آمریکاییا میگن آنگلاساکسون . 

ینی احتمالا تو ذهنش بور و طلایی پسنده با چشم آبی 

حالا من مشکی مشکی ام ، تصمیم گرفتم برم رنگ کنم و لنز بگیرم ( در حالی که خودش اصلا از مو رنگ کردن و آرایش و اینا خوشش نمیاد  ) 

شما بودید میرفتید رنگ یا نه ؟ 


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حرفت از کجا ب کجا کشید😕

دقیقاً

ربط باد معده به شقیقه بود😂😂

آموختن بدون درد و رنج اتفاق نمی‌افتد،کسی نمی‌تواند چیزی بدست آورد، اگر بهای آن را نپردازد. با تحمل درد و رنج و فائق آمدن بر آن، میتوان قلبی قدرتمند به دست آورد،قلــ♥️ــبی تمام فلزی!                              ادوارد الریک

نه بابا ول کن. شوهرت هم حالا یه چیزی گفت. یکی باید اون داماد بی‌مزه تون رو از اون وسط جمع می‌کرد 

خودم را در آغوش گرفته ام، نه چندان با لطافت، نه چندان با محبت، اما ..... وفادار، ....وفادار

چقددددر ذهنتوودرگیر کردی

ولکن بابا نبر تا اونجاها ذهن بیچاره رو

چرا همش منفی های زندگیتو میبینی؟ میدونی خودت و ذهنت باعث پرورششون میشی؟ از این ببعد بگرد دنباله مثبتها و بخاطرش خدارو شکر کن، اونوقت منتظر اتفاقای خوب باش💜
2790
2778
2791
2779
2792