2777
2789
عنوان

چیکار کنم دلم به حالش میسوزه...

287 بازدید | 13 پست

۴ ماهه عقدیم. اولش توی خواستگاری مادرش گفت یه خونه مرکز استان داره اما من گفتم راهش دوره و از محل کارم فاصله داره که مادرش گفت واسه خرید خونه مشکل مالی نداریم. اما شوهرم توی اتاق بهم گفت خونه مرکز استان واسه مادرمه نه خودم. الان شوهرم وضعیت مالیش جوری نیست بتونه خونه بخره و میخاد اجاره کنه. از طرفی مامانم و خونوادم میگن از اول مامانش گفته خونه می‌خریم و با خونه اجاره ای مخالفن

دلم به حال شوهرم میسوزه حس میکنم ظلمه بهش فشار بیارم

شما بودین چیکار میکردین؟ت

بنظرم تو دیگه ازدواج کردی زندگی مستقل خودتو داری نباید اجازه بدی تو زندگی مشترکتون کسی دخالت کنه ..

خودتون تصمیم بگیرید و خداروشکر هم معلومه شوهرت آدم صادقی هست پس پابه پاش باش و سخت نگیر

خانوم دکتر مملکت هستم👩‍⚕️🥼🩺💉💊

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بنظرم تو دیگه ازدواج کردی زندگی مستقل خودتو داری نباید اجازه بدی تو زندگی مشترکتون کسی دخالت کنه .. ...

درسته عزیزم با این اوضاع واقعا بهش فشار میاد اگه بگم باید حتما خونه بخری

مامانش تازه دیشب بهم گفت باید دیگه مرکز استان رفتنش قطع بشه 

چه رویی داره😳به نظرم با همسرت نقش بازی کنید روی مادرشو کم کنید پاتو بکن تو یه کفش بگو من خونه مرکز استان رو که قولشو دادین میخوام وگرنه طلاق

گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است گاهي نگفته قرعه به نامت ميشود
البته عزیزم من از همون اول گفته بودم مرکز استان سختمه چون با محل کارم فاصله داره 

البته ببین اگه راضی باشی اونجازندگی کنی بهتون اجازه میده توش زندگی کنین؟ 

اگه نه ب نظرم نهایت بی انصافیشونه

Dunyada olumden baskasi yalan
2790
2778
2791
2779
2792