تنهاجایی ک شاید نترسم از حرف زدن اینجا باشه.دلم خیلی گرفته دوس دارم ی جایی باشم کسی نباشه کلی گریه کنم از دست همه.
همه مسخره مون میکنن.پشت سر و جلورومون بهمون میخندن و تیکه میندازن.
شوهرخواهرم ساختمان سازی میکنه،شوهرمم کارای خرید ساختمونو انجام میده و نظارت داره ب کارگرا و...
اما همه فامیل ومخصوصا داییای پست و بیشرفم مسخره میکنن که نون باجناق میخوری،و...
چیکارکنم.بره دزدیگ چکارکنم.
کاش شوهرمنم ی شغل خوبی داشت ک اینقدر بقیه مسخره مون نکنن.دلم تیکه تیکه شده بخدا