من سه ماهه متاهل شدم
تو این سه ماه واقعا وقت سر خاروندن نداشتم
شب یلدا کلاسای دانشگاه امتحانام قصد خرید خونه داشتیم دنبال خونه میگشتیم دنبال جهیزیه بودم خونه مادرشوهر شهر دیگه هست اونجا هم رفتیم پاگشاها اخر هفته هامم که با همسرم هستم کلا دست خودم نیست
بعد تو این سه ماه یکبار با دوستام رفتیم بیرون
البته قبلا هم اینطوری نبود که هروز باشه همون دوماه یکبار
بعد من پیام و زنگ رو به دوستام داشتم
این دفعه دوستم طی یک هفته دوبار گفت بیا بریم بیرون یکبار از قبل من با همسرم قرار گذاشته بودم بریم خرید جهیزیه یکبار هم دوتا امتحان پشت هم داشتم که خودم شب قبلش نخوابیده بودم
بعد دوستم تیکه انداخت مگه چندتا امتحان داری
قبلشم گفت اگه شوهرت نمیخواد بیاد خرید جهیزیه نداری کلاس و امتحان نداری و ...
منم گفتم همشون رو دارم شما که خودت جدیدا این دوران رو گذروندی خودش سه سال متاهله برای اون تو دوران کرونا بود ما یکسال همو ندیدیم فقط تلفنی حرف میزدیم
حالا ناراحت شده قهر کرده دوروز جواب پیامم رو نداده