امروز از ظهر حدود ساعت ۱۱/۵ اماده شدیم رفتیم خرید برای خوابگاه تا ۳ ظهر ، دوباره ۶ تا ۹ شبم رفتیم خرید و تقریبا بیشتر چیزایی که میخواستیم رو خریدیم خداروشکر . شبم کهبرگشتیم خونه ، تا ۱۱/۵ مشغول شستن و تمیز کردن و تا کردن لباس بودیم و عملا وقتی برای درس خوندن نموند 😊
ساعت بیداری : 10/5
تایم استفاده از گوشی : 2:58
ایین نامه : 0ص
نماز ❌️
۳ یا ۴ بار مسواک ✅️
نخ دندان یا خلال دندان✅️
شکرگزاری ✅️
ورزش ❌️
قبل ۸ بیدار شدن ❌️
۵ دقیقه تنفس عمیق ❌️
قرص اهن ✅️
قرآن یا دعا ❌️
ضد آفتاب ✅️
تمرین با دست چپ ❌️
لایتنر ❌️
تمرین تایپ❌️
English study :
Vocab ❌️
Grammer ❌️
Listening ❌️
Reading ❌️
Writing ❌️
Speaking ❌️
جملات ناب امروز 🌱
ما هميشه زندگى را بديهى فرض مىكنيم، نه؟
فكر مىكنيم سالهاى زيادى پيشِ رو داريم و براى تمام كارهايى كه قرار است در آينده انجام دهيم برنامه ريزى مىكنيم، به اين فكر كردم كه هر كدام از ما چه زمان زيادى را با ناراحتى تلف مىكنيم، كارهايى را كه نمىخواهيم انجام مىدهيم و هرگز خودمان را راضى نمىكنيم؛ چرا كه فكر میکنیم براى آنكه بالاخره، كارى را كه مىخواهيم انجام بدهيم، وقت زيادى باقى مانده است؛
اما اين طور نيست، زندگى ممكن است در يک ثانيه تغيير كند، ممكن است در يک لحظه متلاشى شود و در هم بريزد و آن وقت، براى انجام دادن كارهايى كه به تاخير انداخته ايم، خيلى دير است. ديگر خيلى دير است كه بخواهيم بر اساس روياهايى كه تمام اين مدت در سر مىپرورانده ايم، زندگى كنيم.
از کتاب ،
وقتی خاطرات دروغ می گویند.