2777
2789
عنوان

حموم عمومی

| مشاهده متن کامل بحث + 22383 بازدید | 332 پست

من حموم‌نمره رفتم با خواهرا و مادرم .یه خانوم دلاک‌هم گاهی میومد آی چنگ موهامون میزد ،بعد همون‌طور لخت خودشو آب می‌گرفت یه چادر رنگی سرش میکرد میپرید تو یه نمره دیگه سر دیگرانو میشست .

احتمالا تو‌دید مردهای دیگه و خود حمومی هم بود 🤣

هرگاه خداوند تورا به لبه پرتگاه هدایت کرد به او اطمینان کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت یا پرواز کردن را به تو خواهد آموخت.
🤣🤣🤣فکرکن طرف زل بزنع ب جای خ.صو.صی طرف و دعواکنن سروسایل

همین😂😂😂😂 

لخت لخت سر یه صابون بیفتن به جون هم

من این کاربری و از قبل داشتم و بعدش کلا رمزشو فراموش کردم حتی یادم رفت این کاربری و دارم و چنین دلنوشته های رو به اشتراک گذاشتم. من فحش متاسفانه زیاد میدم ولی ازتون میخوام که جایی فحش دادم نترکونیدم چون میخوام این کاربریو داشته باشم و هرچندسال یه بار بیام و دوباره دلنوشته هامو بخونم و با دوستان گپ بزنم. یه فحش دیگه سخت نگیرید.

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خونه ی ما حموم داشت

اما بزرگ بود و زمستونای برفی با بخاری برقی هم خیلی گرم نمیشد

آبگرمکنمون هم از این بزرگا بود آب تا یه حدی گرم میبود


آخر هفته ها خاله با ۵ تا دختراش میومدن

بقچع میبستیم 

کلوچه هم همیشه داشتیم

چقدر تو وان ها آب بازی می کردیم 

قسمت دردناکش کیسه کشیدنای مامانم بود

صبخ میرفتیم ظهر برمیگشتیم

نهارمونم کتلت لاهیجانی و بربری 

من متولد  ۷۵ ام 

[QUOTE=326710981]دعوا ندیدم ولی خودم دوست نداشتم سرم بشوره مادرم یه خانمی میشست نفسم میرفت واینکه بعضیا میرفتن توی دو ...[/QUOTE 

حموم عمومی خاطراتش باحاله


امروز مادر را به خاک سپردیم، حالا دیگر به طور کامل بیدفاع شدهام.هیچکس مرا در دنیا چنان دوست نخواهد داشت. نمیدونستم قراره فردایی بیاد که پدرم رو هم به خاک بسپاریم، ولی اومد و الان نه تنها بی دفاع شدم که به سپری در برابر حملات تبدیل شده ام

من شنیدم قبلا اکثرا ننه ها تو حموم میپسندیدن عروسارو😂😂😂

میدیدن دیگه🤣🤣🤣

خوش به حال پسراشون 😂😂

آدم ها برای کسانی که دوستشان دارند قانون ها را می شکنند و برای افرادی که مطلوبشان نیستند قانون میگذارند 💔 افسردگی یک خشم علیه خود است ، انتقامی است که آدم به جای زندگی از خودش میگیرد . وقتی اتفاق می افتد که احساس میکنی دنیا ، خدا و سرنوشت به تو ظلم کرده اند و تو به جای مبارزه یا پذیرش ، خودت را مجازات میکنی ...

چه فرقی داره؟ نمره ینی چی؟

نمره شخصی بود مثل حموم خونه .

الآنم هست ولی کارگرا میرن .

عمومی چندین نفر بودن و چند تا دوش و یه خزینه یا حوض و .

تو فیلما دیدم

هرگاه خداوند تورا به لبه پرتگاه هدایت کرد به او اطمینان کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت یا پرواز کردن را به تو خواهد آموخت.
میدیدن دیگه🤣🤣🤣 خوش به حال پسراشون 😂😂

اون صورتیه رو برا من سوا کنید لطفا😂😂😂😂😂

من این کاربری و از قبل داشتم و بعدش کلا رمزشو فراموش کردم حتی یادم رفت این کاربری و دارم و چنین دلنوشته های رو به اشتراک گذاشتم. من فحش متاسفانه زیاد میدم ولی ازتون میخوام که جایی فحش دادم نترکونیدم چون میخوام این کاربریو داشته باشم و هرچندسال یه بار بیام و دوباره دلنوشته هامو بخونم و با دوستان گپ بزنم. یه فحش دیگه سخت نگیرید.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792