2777
2789
عنوان

پیام های شوهرم+

175 بازدید | 6 پست

یکم باهاش سرد شده بودم خودش‌متوجه شده بود...

دیروز سر کار بود‌نوشت برام


دوست دارم😌

منم براش فقط❤️دادم


دوباره نوشت

تونفس من خواهی موند ..عاشقتم عزیزم😌

منم بعد 20دقه جپاب دادم‌نوشتم

عزیزم.❤️



اخه نمیتونستم‌واقعا از ته دلم‌جوابشو بدم!!!

الان اومذم خونه‌مامانم سر زنی... ظهر که سر کار بود بهش پیام بدم؟چی‌بگم؟

هوف

هردومون‌مغروریم.ولی اون‌با اینکه‌مغزوره چندین بار اومد بغلم‌کرد بوسم‌کردم پیام داد ک‌از دلم در بیاد مثلا!!!من‌کوتاهی‌نکردم... الان روز ۳هست ک باهاش سردم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خب دلیلی داره اینطوری رفتار کردن؟؟؟؟

مامان شدن یعنی دیگه تنها نیستی و یه همدم کوچولو داری که وقتی دستتو میزاری روی دلت حسش می‌کنی  پرنسس مامانی منتظرتم بیا و خونمون رو شیرین کن 🤰♥️فندق مامان بابا🌿😻خدایا به خاطر این نعمت قشنگی که بهمون دادی شکرت خودت مراقب تو دلیم باش 🤲🏻👧🏼 خوشحالم از اینکه دخترم طعم پدر داشتن رو میچشه کلمه بابا رو به زبون میاره و بهش تکیه می‌کنه   آخه من خودم هیچوقت پدر نداشتم و خیلی تو زندگیم ضربه خوردم پدرمو حلال نمیکنم لحظه لحظه پدر داشتن رو با دخترم حس میکنم میشه برای سلامتی و تندرستی پدر دخملم یه صلوات بفرستی ممنونم خواهر گلم 🌼❤️ خب خواهرای گلم امشب وارد ماه نهم بارداری شدم تو این نه ماه خیلی چیزا رو درک کردم و بزرگ شدم امیدوارم مادر خوبی برای دخترم باشم برامون دعا کنید   دخترم ماه من منتظرتم بعد ۳۰ روز چهره ماهتو🌜میبینم و بوی تنت رو استشمام میکنم اون لحظه از خدا دیگه هیچی نمی‌خوام خدایا شکرت بخاطر اینکه بهم یه رفیق دادی 🌱🌈♥️بلاخره دختر عزیزم به دنیا اومد آخ نگم از چهره ماهش انگار دنیا رو بهم دادن مثل ماه الان کنارم خوابیده خدایا شکرت 🧚

سردی و قهر هم حدی داره زیاد ناز کنی دیگه تکراری میشی بعد نازتو نمیکشه 

زنده باد اشتباهات من...که بی‌پروا بهت گفتم دوستت دارم وُ تو رَم کردی... که خلافِ نظرِ خانواده رفتم دنبال علاقه‌م و بعد با مغز خوردم زمین وُ برگشتم وُ از صفر شروع کردم که شب امتحان نشستم فیلم دیدم و رفتم چرخیدم الکی وُ بعدش گند زدم. که بی‌حساب کتاب پولامو خرج کردم وُ خوردم به یه پیسیِ سنگین.که گفتم رفیقمه،از گوشت و پوست و خون گذاشتم براش اما همون آدم با پوستی که از من کَندن واسه خودش پیراهن دوخت...ببین هر طوری دلت می‌خواد قضاوتم کن. اما تو چه میدونی من اون لحظات چقدر زندگی کردم!زنده باد اشتباهات من. که توی تنهایی بغلشون می‌کنم. یه بغلِ محکم... اونا سهم منن از زندگی. من اون لحظات احساس زنده بودن داشتم. میفهمی؟؟؟؟؟؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792