من هنوزم نمیتونم زندگی همسرسابقمو ببینم
واقعا سخته با اینکه ده سال گذشته
همسرسابقم جذابه و بسیار مهربون هردو کم سن بودیم دخالتای مادرم ما رو از هم جدا کرد !
خلاصه حرف الانه
اولش که دیدم ازدواج کرده دنیا دور سرم چرخید و چون همسر زیبایی هم نصیبش شده و چشمان بسیار زیبایی داره چهره خیلی جذابی داره همه عاشقشن
و همیشه همه فامیلای شوهر سابقم خوشگل و قشنگ و زیبا و چشم زمردی و کهربایی و … کلی نازشو میخرن
براش سالن زیبایی زدن توی خونه خودش دیگه نباید از خونه زندگیش دور بشه
خلاصه نونش توی روغنه!
یکسال پیش فهمیدم دختردار شدن اونم روز تولد خانم جدیدش دیگه تا چندماه حالم بد بود و همش به این فکر میکردم چقد شوهرسابقم نازشو خریده چون تجربشو داشتم که چقد ناز همسر میخره
منم ازدواج کردم اما امان از همسرم دخترباز ، بددهن ، بی مسئولیت، روانی ، بی خانواده ، کلا زخم قدیم رو برام تازه کرد !
الان هم میبینم که براش تولد سوپرایزی گرفت چه تولدی ! حساب کردم ۳۰۰ میلیون فقط پول کادو برای زن و دخترش داده بود
براشون توی باغ پدرشوهرم تولد گرفته و کل فامیلا رو دعوت کرده بود و کلا سه چهارروزه هرروز خودشو فامیلاشون و همه دارن چپ و راست تبریک میگن
دختره هم ۸ سال با یه شوهر دیگه بوده که ازش بچه دار نمیشه و شوهرش عرق خور و بی پول و جدیدا توی یه کارخونه کارگری میکرده و خیلی شبا نبوده و کلا خانواده جالبی هم نداشته پسره ! و میگن بخاطر همسرسابقم طلاق میگیره دیگه نمیدونم راسته یا دروغ
حالا نگید چرا پروفایلشونو نگاه میکنی نگاهم نکنم هستن کساییکه خبر میارن
فقط کاش به آرامش میرسیدم و میدونم اگه زندگی دومم خوب میشد یادی از گذشته نمیکردم
نمیفهمم چرا انقد باید جدایی حتی از بدترین آدم هم دردناک باشه