تو خوابم خانواده ی دوتامون تو یه خونه بودیم ولی خونه خیلی بزرگ بود و چند تا اتاق داشت و شب بود همه خواب بودن منم در به در تو اتاقا دنبالش میگشتم به بهونه ی پیدا کردن قرصای پدر بزرگم رفتم تو یه اتاق درشو باز کردم دیدم مامان باباش تو اتاق بودن یه کاغذ جلو باباش بود که تا منو دید دستشو گذاشت رو نوشته ها که نبینم چیه بعد مامانش با اسم منو صدا میکرد گفتم قرصای بابابزرگ اینجاس گفت نه گفتم باشه ببخشید مزاحم شدم و اومدم بیرون😂 بعد در یه اتاق دیگه رو خیلی محکم باز کردم صدای در بیدارشون کرد دیدم عه این که خودشه کنار داداشش خوابیده منم از ترس در اتاقو زود بستم😂اومدم بیرون
تباهم تباه😂😐🤦🏻♀️ این چه خوابی بود من دیدم