در ۳۴ سالگی رمانی رو نوشتم که چند پیشنهاد گرفت برای ساخت سینمایی.
در ۳۷ سالگی چندین سیناپس سینمایی و دو وریته.
در ۳۹ ساگی شروع به نوشتن دو کتاب که یکیشون دایرة المعارف بود کردم
در ۴۱ سالگی ادامه تحصیل دادم .
و۳ مدرک بین المللی گرفتم. همزمان خوندم دروس رو.
در ۴۲ سالگی کارت خبرنگاریم، تقدیرنامه از یک نهاد دولتی و انتشار مطالبم در یکی از روزنامه های کثیر الانتشار بطور مرتب.
و در ۴۳ سالگی مهاجرت کردم.
میبینی؟هیجان انگیز ترین اتفاقات در سنین سی به بعد اتفاق افتاد . و شما فقط ۲۸ سالته
وقتی ۲۴ ساله بودم به سرم زد با دوچرخه جهانگردی کنم!!
یکی از کارمندان گردشگری که مثل پدر معنوی من بود ساعتها در مورد مخاطرات سفر یک دختر جوان با دوچرخه با من صحبت کرد و منصرف شدم.
و در این سن به این فکر میکنم که باید موتور سواری یاد بگیرم. چون بعد از ازدواج دخترم قصد دارم رویای گردشگریم رو محقق کنم انشاءالله و الان فکر میکنم که برای اینکار موتور هیجان انگیز تر از دوچرخه است.
و پیشنهاد من برای شما اینه که: زندگی رو زندگی کن دخترم....♥️