دوستان همکلاسیم هیچ درسی نمینویسه و لباس های لش میپوشه ک و معلم حسابداریم تو کلاسمون هست ک بهتون گفتم بداخلاقه و پسره پیش خودش کلاس میزاره گوشیشو گرفته دستش از خودش عگس میگیره و یا گوشیشو تو دستش بازی میده مثلا کلاس میزاره و پیش اونم معلم و بعدش میشینه منو مسخره میکنه با همکلاسیم و میخنده اقاهم هیچی نمیگه پس ینی منم از فردا گوشی ببر ممدرسه کلاس بزارم ب خودم این چ کاریه بخدا اعصبی بودم میخاستم برم بالای سرش معلومش کنم با کی طرفه و اینکه ی ماشین ۱۰۰ میلوینی داره بچه ننه فک کرده کیه سویچشم ب رخ من مبکشع اخه چرا ب من میگ بهت چک سفید میدم تورو میخرم و عدای بچه پولدارا رو در میاره برام و منم هیچی دست کم ندارم خدا پدرمو زیلیل کنه پول داره ی هزاری بهم نداده خدا زلیل عالم بکشه بابامو ک ی بچه نو سال بهم حرف بگه و تازه ب معلم میگ اقا چک نیاز دارشتی بگو برات بیارم بی شوخی وای من چرا الان ناراحتم دارم میترکم 😐😐😐😟😟😟🧐🧐
مگه مدرسه تون صاحاب نداره برو دفتر بگو فلانی گوشی میاره مسخره کرد جوابش رو بده.بگو من مثل تو تازه به دوران رسیده نیستم میخوای جلو معلم خودتو نشون بدی کمبود داری؟
ن هیچ وقت از خودم حرفم ناراحت نیمشم و نیستم و حسودم هستم وای چیکار کنم خدا هن بهم شانس بده بازم خدا ...
😨😨😨😨😨😨این نسل دیگه چیه بخاطر ماشین نداشتن تو خدا ذلیلش کنه؟؟؟ بیا برو بچه بخواب تا با چوب نزدم کبود و سیاهت کنم بدو
اونقدر ادای آدمهای قوی را در آوردم که خودمم باورم شد قوی ام 😏 هرکی دلش گرفته بود من بودم....هرکی غصه داشت من بودم.....هرکس از عالم و آدم بریده بود من بودم......ولی وقتی نوبت ب خودم رسید.....بازم فقط من بودم و من.....🙂🙂🙂 داشتم با عروسک هام بازی میکردم نفهمیدم کی بزرگ شدم و شونه هام اینقدر قوی شد که این همه غم را به دوش کشیدم و آخ نگفتم🤫 هروقت گفتم خسته ام هیچکس باور نکرد خستگی مو این شد ک خسته شدم از زندگی💔 دلم میخواد یک شب بخوابم و دیگه صبح نشه چون واقعا خستم🖤 من اونقدر زیادی مهربونم که بهم میگن احمق پس برای من از سیاست داشتن نگو آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد💔یکی از تناقض هایی که توی زندگیم تجربش کردم این بوده که؛دلم واسه یه نفر خیلی تنگ شده بودش ولی دیگه نمیخواستم توی زندگیم باشه.....عجیب بود نبود.....؟؟؟ نامهربانی آتشم زد....آتشم زد💔💔 من کاربر جدید نیستم از زمان اقدس اینجا بودم....دیگه نی نی سایت جذابیت اون موقع ها را نداره (قول میدم یک روز بشم ناجی همه زنهایی که به اجبار ظاهری همچو کوه داشتند و از درون نابود....) یک روزی که خواستم از سایت برای همیشه برم داستان زندگیمو حتما تعریف میکنم امیدوارم اون روز آخرش باشه ی پایان شیرین نه مثل این ۳۰ سال تلخ💔