چرا بااینکه حدود ۶ ماه از خیانتش میگذره من آروم نمیشم اوایل با خودم میگفتم آدمیزاده دیگه خطا میکنه ...اما الان میگم چطور دلت اومد امروز بازم پیشش زار زدم گفتم حرمت عشق حالیت نبود به حرمت اونهمه خوبی که در حقت کردم نباید خطا میکردی دونه دونه کارهایی که براش کرده بودم رو زدم تو روش ...گفتم نامرد الان من چطور باهات زندگی کنم دیگه دل همراهی کردنت رو ندارم ...
بعداز مدتها اشک ریخت ....
دلم میخواد فراموش کنم اما نمیتونم ..
شما بگید چه کنم ...
در حقش خیییییلی خوبی کردم تصورش رو هم نمیتونین بکنین در حقم بدی کرده خیلیییی اونم بایه از خودم زشتتر و پیرتر .....