منم مثه تو ام.انقد گریه کردم و غصه خوردم تبدیل شدم به یه جنازه.دور و بریام زرت و زرت حامله میشن ولی من...همش میگم خدا منو دوست نداره که نمیده.حوصله گوشه کنایه اطرافیانو ندارم دیگه.باخودم میگم جداشم حداقل دیگه کسی سرکوفت نمیزنه بچه بیار چون دیگه مجردم.من که دیگه امیدی ندارم.موعدم چند روز دیگس هییییچ علائم حاملگی ندارم.