بچها من و شوهرم تو ی شهر زمدگی میکنیم مامان بابای من و مامان بابای همسرم باهم تو یک شهر
واحدمن ی اخلاقی دارم
بتنهای جایی نمیرم حتی خونه خوپمون یعمی اینجوری نیستم تنها بیام ی هفته بمونم
بد این سری مادر شوهرم اینجوری میکنه ب شوهرت بگم بزار بمونی دو روز بیشتر انقد لجم در اومد نمیدونستم چی بگم انگار مثلا شوهزم اجازه نمیده بمونم
منم نه شوهرم هرچی من بگمه خودم میخوام برم
طفلک کار داره این چند روزم ب خاطر من مونده
بد گفت تو بمون بزا خبری شوهرت بره گفتک نه من کار دارم میخوام برم ب نظرتون بد گفتم ؟
از این حرفا
من میدونم از رو دلسوزی
نمیگه از رو منظور میگه
هوففف