2777
2789
عنوان

شوهرم خیلی وابسته مادرش

272 بازدید | 18 پست

 امشب رفتیم بیرون نرفتیم خونه مادرش بعدالان زنگ زده مادرش توضیح میده مانیومدیم بیرون امشب وگرنه میومدم میگم خب بگو نرسیدیم میگ توبیعقلی😭حالم ازش بهم میخوره بخدا خیلی بچه ننس احمق 

من درتاریخ 1403/12/16وزنم ۶۷کیلو شد🥰خدایاشکرت زیااااد😍

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

درکت میکنم،منم این دورانو داشتم

📌وقتی به داشتن اعتماد بنفس عادت نداشته باشی اعتماد بنفس بنظرت نوعی مغرور بودنه📌وقتی همیشه منفعل بودی قاطع بودن مثل خشونت به نظرت میاد📌وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه📌اینو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست
ای کاش قبل از ازدواج این جور اخلاقارو بشناسین و بیشتر راجع بهش فکر کنین چون کلا جالب نیس مرد وابسته ...

متاسفانه ازدواج سنتی بود

من درتاریخ 1403/12/16وزنم ۶۷کیلو شد🥰خدایاشکرت زیااااد😍

چیکارکردی 

ازون شهر و ازون خانواده سمی دور شدم،اومدم تو غربت تا روی ارامشو ببینم

دوسه سال مشاوره رفتم کلی هزینه کردم تا اقا کمی متوجه بشه اولویت با زن و بچشه

📌وقتی به داشتن اعتماد بنفس عادت نداشته باشی اعتماد بنفس بنظرت نوعی مغرور بودنه📌وقتی همیشه منفعل بودی قاطع بودن مثل خشونت به نظرت میاد📌وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه📌اینو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست

چندسال ازدواج کردین و‌اینکه رفتارشما درمورد این وابستگیش چطور بود 

من شوهرم‌حدی وابسته بود که خونه داشتیم وسایلمون کامل  و‌همه چی ولی نمیومد خونه خودمون با یه جمدون و یه ساک‌کوچیک‌بچه با بچه کوچیک تو یه اتاق خونه مادرشوهرم بودیم همیشه براش گریه میکردم‌شکایت میکردم ولی از یه جایی ببعد دیگه تغییر دادم رفتارم و‌احساس رضایت کردم ازاینکه اونجام یه کشو از کمد مادرشوهرم‌خالی کردم گفتم‌میخوام‌ده وسایلم‌بذارم‌تو‌کمد خسته شدم از چمدون طاقچه رو‌وسایلش و‌خالی کردم لوازم بهداشتیم‌و‌جیدم‌برا خودم یه ظرف میوه میاوردم و‌بشقاب تو اتاق برا وقتایی ک‌شوهرم‌میاد تو‌اتاق میوه بخوریم همه رو‌داشنم‌میمردم‌از ناراحتی ولی اینجوری رفتار کردم یکم‌شوهرم‌حساسیتش کم بشه شب اول ک اینکارارو کردم شوهرم وقتی اومد خونه با ذوق براش تعریف کردم از کارام خودش شرمنده شد گفت درستش میکنم ب مرور دید دیگه حساس نیستم اوکی شد رفتارش

پدر پشتم‌شکست از رفتن تو 🥀پدر شادی تموم شد توغم تو🥀پدر اون‌همه حرفات کجا رفت🥀همه رفتن بعداز رفتن تو‌🥀پدر تنها شدم‌تنهایی سخته😭😭بابای نازم‌بابای قشنگمدلم‌برات تنگ شده خیلیییی دلم‌برات تنگه لعنت به روزی که رفتی لعنت به لحظه ای که برااخرین بار پاهات و‌بوسیدم لعنت به لحظه ای ک‌ نشستم تا روی صورت ماهت خاک‌ریختن لعنت به همه لحظه هایی که تو‌نیستی اخ که پشتم شکست بعد تو همه خوشیمون باخودت بردی🖤🖤🖤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز