فک کنم شوهرم ناراحت شد
دیروز همه بودیم بعد شوهر آبجیم برای آبجیم دستبند طلا گرفت و آورد اونجا به خاطر تولدش
(تولدشو دو روز پیش یادش رفته بود و الان گرفته بود)
خواهرم زیاد خوشحال نشد چون روز اصلی رو یادش نبود
بعد اول مهر تولد من بود شوهرم برام کیک و گل گرفته بود و گف شام نپز و بردم رستوران ولی کادو چیزی نگرف برام
یهوو من پیش شوهر ابجیام داداشام زنداداشام گفتم
کاش محسن هم تولد منو یادش میرف ولی دو سه روز بعدش یه همچین کادویی میخریید
(همه غش غش خندیدن😬ولی شوهرم دمق شد) وچیزی نگف دیشبم تا اومدیم گف سرم دردمیکنه قرص خورد خوابید صبحم قبل بیدارشدن من رفته بود سرکار
به نظرتون ضایع بود چیزی که گفتم
حق داره ناراحت شه