دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است
به درز لای دیوار هم گیر میدم بیخودی عصبی میشم غر میزنم و گربه میکنم
تمام مرده شویان راضی به مردن مردم هستند!!!😔 زندگی یک اثر هنریست نه، یک مسئله ریاضی بهش فکر نکن ازش لذت ببر🤩🤩یاد سهراب بخیر..! آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت تومرا یاد کنی یا نکنی. باورت گر بشود گر نشود. حرفی نیست. اما نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست
اکثرا میخوابم که به کسی گیر ندم.ولی گاهیم پیش میاد الکی پیله کنم به کسی.گاهیم تنهایی گریه میکنم
داستان تو هنوز تمام نشده! تو خواهی خندید ، در جایی که قبلا گریسته بودی......🤍🤍🤍🤍گاهی جواب بدی آدما نه خوبیه نه بدی و نه حتی مثل خودشون رفتار کردن،جوابش فقط حذف اون آدماس😏
نه که خیلی خوش گذشت قراره جهنمم بریم 🚶♀️زندگی من انقدر پرایوته که اگه چیزی راجبم بفهمی میدونم دقیقا کی و کجا بهت گفته :)...ببخش تا روح پاک و ارومی داشته باشی نزار سیاهی دنیا روی قلبت لکه بندازه ..کاربری پنجممه 😑🤦♀️