خانما امشب شوهرم برای اولین بار دلمو شکست بدبخت پدرو مادرم بهمون همش خدمت و محبت میکننروی میز چند تا کیک و خوردنی بود فردا قرارهمامانم اینا بیان خونمون دیدم داره میگه قایم کن اینارو. دلم ازاین همه محبت ندیدن وکور بودنش شکست اصن نمیدونم چ واکنشی نشون بدم فقط حس میکنم قلبم داره سوراخ میشه و دلم برای خانوادم ک انقد برای زندگی من تلاش میکنن سوخت همش قیافشون جلو چشامه