بچه ها من و شوهرم یهویی به اختلاف افتادیم و از هم کم کم داریم فاصله میگیریم حس میکنم ازش متنفر دارم میشم در حالی ک چهار ماه عروسی کردیم اونم منو ب چشم بد میبینه با کلی سختی بهم رسیدیم و همو خیلی دوست داشتیم خانواده ش ی بار تنهایی کشوندش خونشون از اون ب بعد تغییر کرد حس سنگینی دارم دوستدارم گریه کنم ب ی جا زل بزنم چشامو چپ کنم دلم میخواد صورتشو چنگ بندازم خانواده ش همش پیش دعا نویسن نمیدونم اونا کاری کردن خیلی عوض شده منم کشش ندارم فکرم کار نمیکنه ب نظرتون چیکار کنم روانی شدمم