خیلی خنده داره که بخوام راجبش حرف بزنم چون با یه شوخی برام شروع شد با اینکه از همون اول میدونستم دو نفریم توی دوتا دنیای جدا ولی خواستم شروع بشه واسه چند روز وقت گذرونی
اره ما حتی دغدغه هامونم فرق داشت چه برسه افکارمون
ولی اون چند وقت هرچند که کوتاه بود ولی خوش گذشت :) انقدر خوب بود که..
نمیتونم بگم بهش دل دادم چون درواقع اینجوری نبود ولی حسی که باهاش تجربه کردمو دوس داشتم اینکه کنارم داشته بودمشو دوست داشتم
ولی باید تمومش میکردم واسه اینکه نمیخواستم ایندم باهاش خراب بشه چون ادم هم نبودیم چون نمیخواستم بخاطرش به یه ادم دیگه تبدیل بشم چون نمیخواستم همچین ادم سطحی و عوضیی جزوی از من بشه
بعضی اوقات میگم هیچوقت نباید تجربش میکردم اصلا چرا همچین ادمی باید یه تایمی توی زندگیم میبود و دستامو میگرفت ولی بعضی اوقاته دیگه میگم اون حس خوب هرچند کوتاهو باید حس میکردم هرچقدر که اون ادم وایب بدی میداد
الان که کسی بپرسه از فلانی چخبر هنوز باهمید یا نه با تمسخر جواب میدم حتی خندم میگیره که بگم قبلا باهم بودیم برای همین انکار میکنم
من توی این تضادم و میخوام ازش دربیام
کاش همین ماهی یه بارم که یاد اون حس خوبه میوفتم دیگه نیوفتم