مرد عزیزم
تویی که اول ازدواج از صدای پرواز پشه هم ازخواب میپریدی ولی این روزا بخاطر شیفتا و تایم کاری زیادت خوابت سنگینسنگینه
تویی که وقتی بهت گفتم یه همکار اقا تومحل کارم سر یه موضوع مسخره بهم فحاشی کرده از تلفنم ده دقیقه نگذشته بود که خودتو رسوندی و حقشو گذاشتی کف دستش
تویی که دیگه اجازه نمیدی خانوادت درمورد حجابم درامدم جهیزیم عکس پروفایلم هیچ نظری بدن
مرد بودن رو برای من نه باجنسیتت با پشتیبانی و قوی بودنت معنی کردی
پدر عزیزم
دیروز که بعددوماه اومدی خونم ودیدم زیر گلوت موقع حرف زدن چروک میفته
نمیدونی ولی تمام شب گریه کردم
من همیشه توی دلم ازت گلایه داشتم بخاطر کارایی ک کردی یانکردی ولی انگار یادم رفته بود توام یه انسانی
حق داری که خطا کنی همونطور که من خیلی جاهاخطا کردم وتوبه روم نیاوردی وفقط پشتم واستادی تا باهم درستش کنیم
هروقت هرجا کارم گره کور میفته اولین نفر تویی که همه کاراتوزمین میزاری و۳۰۰کیلومترو میای که من غصه نخورم
یادم نمیره اول ازدواجم که مث خیلیا بحث ودعوامون میشد بخاطر حل مشکل ما ساعت۱شب بهت زنگ زدم و تو۴صبح اومدی با منطق مارواشتی دادی و بعداون بود که خیلی رابطه من وهمسرم بهترشد
کاش پیرنشی کاش همیشه توچشم من قوی وسرپا باشی