2777
2789
عنوان

بیاین یه چیز عجیب از پدرشوهرم بگم

1814 بازدید | 35 پست

تو عقد شوهرم پولی نداشت برای خرید طلا 

مادرشوهرمم نمیزاشت پدرشوهرم خرج کنه

پدرشوهرم برای اینکه حرص نخوره گفت توعم سرویس طلا انتخاب کن ولی راضی نشد گفت بعدا باید هرچی طلا ۲۰ سال پیش فروختیم برای ماشین پس بدی

بگذریم

اون روزی که رفتیم طلا بخریم من و شوهرم و پدرشوهرم بودیم

پدر شوهرم گفت صبح با مادرشوهرم اومدن طلاهارو دیدن

یه سرویس سبک هم انتخاب کرده بودن برای من

هستین بقیشو بگم؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وقتی سرویسو گرفتیم یه انگشتر و یه النگو هم آماده کنارش گذاشته بودن که پدرشوهرم گفت مادرشوهرم صبح برای خودشو خواهرشوهرم انتخاب کرده

تا اینجاش برام عادی بود چون هرچی گرفتم مادرشوهرمم برای خودشو دخترش برمیداشت وگرنه دعوا داشتیم

پدرشوهرم براي خريد عروسي طلا بيشتر برداشت برام همونجا مادرشوهرم شروع كرد گريه كردن چرا برا دخترام نميگيري بااينكه داشتن و اون روز براي اونام گرفتن 😂😂من يه دونه عروسم ها😁

دیگه بعد از اون من هیچ وقت اون انگشتر و النگو رو ندیدم

مادرشوهر من عاشق طلاست و حتی بدل میخره به جای طلا میندازه پس اصلا امکان نداره اونو یه گوشه انداخته باشه و استفاده نکنه

یکبارم به خواهر شوهرم گفتم اون النگویی که بابات قبل عروسی ما خرید برات یکی از همین النگو هاته؟گفت بابام نخریده

یکیش عیدیه یکیش عقدمه و...

حتی به مادرشوهرمم گفتم شمام انگشتر گرفتین ولی استفاده نکردین گفت انگشتر نگرفتم

حرفشو جدی نگرفتم چون کلا دروغ زیاد میگه ولی آخه اون طلاها چی شدن؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز