دیگه بعد از اون من هیچ وقت اون انگشتر و النگو رو ندیدم
مادرشوهر من عاشق طلاست و حتی بدل میخره به جای طلا میندازه پس اصلا امکان نداره اونو یه گوشه انداخته باشه و استفاده نکنه
یکبارم به خواهر شوهرم گفتم اون النگویی که بابات قبل عروسی ما خرید برات یکی از همین النگو هاته؟گفت بابام نخریده
یکیش عیدیه یکیش عقدمه و...
حتی به مادرشوهرمم گفتم شمام انگشتر گرفتین ولی استفاده نکردین گفت انگشتر نگرفتم
حرفشو جدی نگرفتم چون کلا دروغ زیاد میگه ولی آخه اون طلاها چی شدن؟