من تو اتاق عمل پره های بینیمو دکتر دست نزده بود تو مطب برام کوچیک زد دوتا آمپول زد یکی سمت راست پایین یکی سمت چپ پایین دماغم و دردش ی چیز وحشتناکی بود جوری که جیغ کشیدم و فشارم افتاد و بعد جلو چشم خودم بینیمو برید و بخیه زد 😂
میــخوام تیـمِ من شیـش هـیچ بِبَـره درسـت هَمـون موقـع که مال تو باخـت😉🤌🏻
یه دست دکترم سوزن بود یه دستش دستمال اشکای منو پاک میکرد😂😂
من اون همه خون دیده بودم که ازم میره حالم بد شده بود دکتر فکر کرده بود از دردمه هی منشیش میگفت آروم باش تموم شد بخدا الان تموم میشه میدونم درد داری ( حالا من هیچی حس نمیکردم فقط از اون همه خونریزی ترسیده بودم )
میــخوام تیـمِ من شیـش هـیچ بِبَـره درسـت هَمـون موقـع که مال تو باخـت😉🤌🏻