شوهرم ویزیتوره و باید بار شرکت و ببره یه شهر دیگه ک فاصلش ۱ ساعته بفروشه و برگرده اگه نفروشه باید از کارتش بکشه خلاصه دردسر خودشو داره کارش
اول صبح میره غروب برمیگرده
یوقتایی میاد هر روز حموم میکنه و یوقتایی مثل الان ک ۳ روزه حموم نرفته
منم ک شکاک وحساس همیش میگم اون روزایی ک هر روز حموم میره نکنه چیزی داشته یا خیانتی میکرده
و وقتایی که مثل الان کمتر حموم میره پس فعلا کاری نمیکنه
نمیدونم خیلی فکرم مریض شده شوهرای شماهم توحموم کردن اینطورین؟البته دیشب گفت باید حموم کنم ۳ روزه حموم نرفتم اما اونقد خستم ک توان ندارم فقط میخوام یه چی بخورم وبخوابم منم حس میکنم این روزا یکم بار بیشتر بهشون میدن وکارش سنگینتره ولی بازم شک باهامه