فربونت برم من سالها تلاش کردم، بعد از ادامه تحصیلاتم
خدا کمک کرد و مسیر شغلی هموار شد
ببین من الان یکی از غصه هام اینه شوهرم مرد خوبیه اما ابدا فکر نمیکنه باید از نظر مالی منو تامین کنه
برای خونه فول خرید میکنه
اما دریغ از یه ریال به شخص خودم
گاهی حسرت خانم های خونه داری رو میخورم که از گرفتاری زندگی خبر ندارن ومطلقا به همسرشون تکیه کردن
بدون اینکه حرص بخورن
البته من میدونم به عقب برگردم باز همین مسیر رو انتخاب میکنم
چون به شدت مغرورم و نمیتونم به کسی نیازم رو بگم
بیش از حد قوی بودن منو از درون شکسته
انگار خودِ احساسیم رو هم میخوام هم نمیخوام 😔
بابت دعای خیرت ممنونم مهربونم♥
راضی ام به رضای خدا
خودش بهتر میدونه چی تو دلم میگذره وچی به صلاحمه
سپردم به خودش