سلام نمیدونم چجوری شروع کنم مستقیم میرم سر اصل مطلب
شوهرم بد اخلاقه و بشدت استرسی ۲ ساله ازدواج کردیم خودشم وضع مالیش معمولیه بدک نیستش تک پسره ولی همیشه استرس داره در حدی عصبیه که تاثیر های مخربی براش داشته مثلا کولیت روده داره یا مثلا اختلال نعوظ و من همیشه سعی کردم درکش کنم زیاد پا پیچش نشم اکثر اوقات حتی از لحاظ مالی تحت فشار هم نزاشتمش و حتی اگه بخوام لباسی چیزی بخرم یا مثلا واسه باشگاهم از خانوادم پول گرفتم بیشتر اوقات سکوت کردم هربار دادو بیداد کرده فحش داده البته اینم بگم ادم بد ذاتی نیستش یا مثلا هرز بپره اصلا
فقط کلافه شدم از بس درکش کردم ولی اون قدرمو ندونسته یا حتی جالبه با همه این ها فقط ازم ایراد میگیره با این که از لحاظ قیافه من ازش خیلی سرترم ولی بازم هیچموقع به هیچی راضی نیست بشدت قدر نشناس هستش
میخوام طلاق بگیرم ولی واقعیتش میترسم چون پدر مادرم مریض میشن از طرفی هم اگه بخوام باهاش زندگی کنم مجبورم همش سکوت کنم چون دیگه جون دعوا کردن ندارم اوایل منم کم نمی اوردم و هرچی میگف جوابشو میدادم داد میزد داد میزدم ولی بعدش دیگه همش سکوت کردم با خودم گفتم خب اون بیشعوره من چرا مثل اون باشم ولی سکوت هم که میکنم همش میریزم تو خودم نابود میشم دلم برای خودم میسوزه که جونیم داره میره
مثلا وقتی باهاش حتی ۱ ساعت میرم بیرون از بس تو ماشین به این و اون فحش میده و دعوا میکنه بدنم میلرزه یا حتی کم میمونه تصادف کنیم یا حتی اگه بخواد منو ببره بیرون اکثر اوقات با این و اونم قرار میزاره که باهم بریم بیرون ، ارامش ندارم. بهش هم خیلی گفتم ولی بازم کار خودشو میکنه حتی پدر مادرشم بهش گفتن ولی بازم هرکاری دلش بخواد اونو انجام میده
بنظرتون همین مدلی سازش کنم یا اگه جای من بودین طلاق میگرفتین؟