امروز تو سی و چهار سالگی دیگه بریدم از ازدواج دیگه باور کردم خدا درخواستامو نادیده گرفته نمیخواد من ازدواج کنم هیچ کس سمتم نمیاد خدایا اینهمه دختر نازیبا ازدواج کردن خب من چرا تنهام امشب دیگه حس کردم تموم شده خدا قرار نیست کاری کنه واسم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.