چجوری بیرونش کنم از خونم من نمیخام بیای مهمونی خونم حوصله ندارم مریضم امتحان دارم برو دیگ اههه
سالی یبار حموم نمیره اومده دست میزنه به وسایل خونم و آشپزخونه ام
میبینه حالم بده تو اتاق افتادم نمیتونم تکون بخورم میبینه بهش اهمیت نمیدم ک برههه امده کتری میزاره رو گاز چای بخوره
بابا برو مو نمیخام چشمم به چشمت بیفته بفهم
عمومه هر چن روز یبار میاد مهمونی اینجا شبم میمونه سرشم از اول تا آخر تو اینستا و گوشیع رو مبل دراز میکشه پاهایی ک تو زندگیم آب ندیده رو میزارع رو دسته مبلااام
۴۵ سالته سن خر داری هنوز یا بچه های ۱۵ ساله میگردی مردک من باید جمت کنم
باورتن میشه دوست صمیمیش ۱۵ ساله و ۱۰ سالن
سر کار بزور میفرستنش ۲ ماه کار میکنه باز ول میکنه میشه آویزون خونه لین و اون . حالم بده از دستش اساسش ندارم نگین درو باز نکن باز نکنیم از دیوار میندازه خودشو تو حیاط یا میره با داداشم میاد 😐😐 اصلا ازش خوشم نمیاد حق ندارم ؟؟دلم نمیخاد ببینمش