محله ما پر شده
چند روز پیش داشتم از خونه میرفتم بیرون سه تا پسر افغانی باهم شوخی میکردن بلند بلند میخندیدن انقدم چندش بودن دور دهنشون پر کف بود 🤢 خلاصه تا منو دیدن هی هووو هوووو میکردن من اولش محل ندادم بعدش دیدم طرف شروع کرد به شعر خوندن
وایسادم روبروشون همینجوری با اخم زل زدم بهشون خندشون جمع شد سرشونو انداختن پایین رد شدن رفتن اونور خندیدن
گفتم بایدم بخندید راست راست واسه خودتون راه میرید