حالت خوبه؟
میدونم شاید حتی پدر مادرتم دوست نداشته باشن
میدونم شاید رو دلت سنگینی میکنه نداشتن یه همدم که قضاوتت نکنه
میدونم شاید کنار هیشکی حس امنیت نداری
میدونم حتی ممکنه حس اضافه بودن بهت بدن
حتی از لحظه هایی که مهربونی میکردی تا کسی دوست داشته باشه رو هم ازشون خبر دارم ،من میدونم بدیای نکردتو میبینن و خوبیای زیادت به چشم نمیاد من میدونم که با خودت بعضی وقتا فکر میکنی چرا من از اونایی نشدم که همه دوسشون دارن یا اصلا حداقل واسه ینفر عزیزباشم
من میدونم که خیلی وقتا دوییدی تا به تنها راه نجاتت برسی ولی نشد میدونم بعضی وقتا حتی پای دویدنتو گرفتن ازت
منم چشیدم منم دارم میچشم و هربار میخوام گول بزنم خودمو که شاید کار بدی کردم با خودم میگم پس اون موقع که دو سه ساله بودی چی؟ اون موقع چه بدی داشتی در حق کسی بکنی؟ چطوری میتونستی دل کسیو بشکنی ؟
ولی نه جانم اینا تقصیر ما نیست ما متعلق به این آدما نیستیم ، دیدین یه وقتایی یه کسایی میمیرن بعد همه یهو میگن عهههه فلان روز چه خوبی در حقم کرد پشیمونم فلان روز این حرفو بهش زدم عه فلانی چه زود رفت آره دقیقا ممکنه ما از همینا باشیم همونایی که متعلق به آدما نیستن شاید اصلا هشداری واسه آدما باشن