حالا من خواب دیوارای اینه ای و در وردی ضریح رو دیدم نمیدونم مال کدوم امام بود شاید امام رضا
بعد پدرم رو دیدم داره با یه خانومه کنارش میگه مامانته میره زیارت کنار هم وایسادن چسبیدن به هم دارن میرن از در تو خانمه چادر گلگلی سرشه
بعد من از پشت میبینم میگم مادر من انقدر قد بلند نبود میرم جلوش میبینم یه زن ترک هست مامانم نبست بعد پدرم و اون خانوم میخندن من خانومه رو هل میدم از کنار پدرم و از خداب بیدار میشم