2777
2789

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

۳۲ سالمه قبلا رفتم سنو زده بود فیبروکیستیک جراح بردم گفت مشکلی نیست البته نزدیک دوسال پیش رفتم 

بخاطر کیسته‌منم اینجوری ام نگران نباش درد باشه میگن نشونه خوبیه ولی برا اطمینان برو دکتر معمولا گل مغربی میدن

هیچی از هیچکس بعید نیست :) چنان نماند چنین نیز نخواد ماند. 
احتمالا همون کیست دوباره برگشته  اکثر خانم ها دارن حالا یا با علائم یا بدون علائم  ویتام ...

خطرناک نیس؟ 

.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلختر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقهاش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونهاش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی از ماها که وسط شلوغترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.

بخاطر کیسته‌منم اینجوری ام نگران نباش درد باشه میگن نشونه خوبیه ولی برا اطمینان برو دکتر معمولا گل م ...

کیست دارم قبلا هم درد داشتم ولی کمتر بود الان ویتامین ای میخورم احساس میکنم یه سینم دردش کمتر شده گل مغربی کپسوله یا قرص عزیزم 

بخاطر کیسته‌منم اینجوری ام نگران نباش درد باشه میگن نشونه خوبیه ولی برا اطمینان برو دکتر معمولا گل م ...

چندسالته چندوقته کیستی

.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلختر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقهاش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونهاش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی از ماها که وسط شلوغترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.

کیست دارم قبلا هم درد داشتم ولی کمتر بود الان ویتامین ای میخورم احساس میکنم یه سینم دردش کمتر شده گل ...

کپسوله عزیزم دکتر بهم یه مدل قرص داده بود توش ای هم بوده بیشتر برای همین درده


 ولی سرخود زیاد ای نخور خوب نیس حتما با دکتر مشورت‌کن

هیچی از هیچکس بعید نیست :) چنان نماند چنین نیز نخواد ماند. 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز