در سکوت شب خانه زد فریاد اما تو نشنیدی دل ب پایت افتاد
در ان ساعت که خواهند این و ان مرد
نخواهند از جهان بیش از کفن برد
یه جوری زندگی کنین هیشکی متوجه روز خوب و بدتون نشه، باور کنین بیشتر اینایی که به عنوان رفیق و فامیل دور و برمونن با دیدن خوشحالیامون ناراحت میشن و با دیدن روزای تلخمون خوشحال میشن...
داستان منو زیبایی تو یک خط است بچگی کردمو از لای لجن گل چیدم
میازار موری که دانه کش است
که جان وارد و جان شیرین خوش است
یه جوری زندگی کنین هیشکی متوجه روز خوب و بدتون نشه، باور کنین بیشتر اینایی که به عنوان رفیق و فامیل دور و برمونن با دیدن خوشحالیامون ناراحت میشن و با دیدن روزای تلخمون خوشحال میشن...