یا مریضیم یا دعوا داریم خسته شدم آخه این چه زندگیه؟؟؟ برای بچه مریض سوپ گذاشتم تا پامو گذاشتم دستشویی دیدم برای بچه ام قیمه ریخته آخه مردک عقل نداری؟؟؟ نه حتما نداره...بدبختم من...اونم عر عر که من قیمه میخوام منم تمام ظرف سوپ رو ریختم آشغالی اومدم تو اتاق سر غذاخوردن دهنمو سرویس گرده مرده هم انگار نه انگار بخدا یه چروک تو صورتش نیست یه موی سفید نداره من اونوقت داره فلبم از جا کنده میشه گشنه اومدم بکپم
رختخوابش پرت کردم تو سالن مرتیکه بچه رو با تب ۳۸ونیم ول کرده خوابیده داره فوتبال میبینه..لعنت به هرچی آدم نفهمه خدایا دلم به کی خوش باشه به کی تکیه کنم خسته شدم خسته ..فقط از زندگی مشترک بخدا س ک س میدونه گوه به قبرش