من کاری با خدا ندارم
بر اساس عقل و منطق پیش میرم
و در نظرم هر رفتار کنش رفتار خودمونه
حتی نتیجه هر کار
و هر رفتار مشخص میکنه اینده و زندگی من و حتی سرنوشت من چه شکلی باشه.
حالا ادمی ک ضعیفه یا به تنگ اومده
میندازتش سر خدا
ک بدبختی من از سرنوشت مشخص شده از سمت خداوندم
من قبول ندارم
یه کاری کردم یه جا یه اشتباهی کردم ک اینطور شده.
مثل یه معادله
شاید من تمام مراحل درست برم ولی با یه منفی جا بجا یه یه جمع اشتباه میتونم کل اون معادله رو خراب کنم.
زندگی هم همینه مثل اینه ک یه زمین خالی بدن بهت بگن بسازش یا یچی توش بکار
تو با ی گیاه اشتباه کل زمین خراب میکنی
بعد میگی خدا زمینی به من داد ک خاکش مشکل داشت