تو دنیایی که شهراش بوی خون میده..
عادیه ارزو هاش کف کفشاتو تمیز کنن..
رویا یعنی مرگ یعنی جوونی لب جدول
ضرب که نه ولی تقسیم خوب یاد گرفت
یکی من یکی تو یکی مردی که نموند
یکی من یکی تو یکی زنی که کبود موند
یکی واسه شهرم که نداره دیگه ادم
یکی واسه همین لحظه که داد یادم
همه سهم دارن منم اندازه خودم حرف دارم
منم با همه اشتباهاتم گاهی حق دارم
شاید گاهی رو فردام شرط بستم
شاید هروز هر دقیقش ترس دارم
ولی...