از بی کسی از رفتارای بد پدرم از
چشم چرونی کارمند دادگاه که با پرویی میگه ماسکت رو بیار پایین
از نگاه طلبکار شوهری که قصد کشتنم داره
از دختری که اصلا مراعات نمیکنه و دائم بهونه می گیره
از پدری که برای ۶ هزارتومن پول کپی اه میکشه و فیش پول رو تکوم میده تمام خرج دادگاه رو دارم خودم میذم بابام هزارتومن هم نمیده
میگم ببرم مطب دکتر زورش میاد سلامتیه من مهم نیست
حالا ۱۲ میلیون قسط داداش بیکارم رو میده فقط قربون صدقش میره
از پریود که دردش داره میکشتم و هیچ کس یه کیسه ابگرم دستم نداد
از کمر درد که نمی تونم یکسال بشینم و اول شوهرم نمیذاشت برم دکتر حالام بابام میگه لازم نیست بری دکتر در حالی که خرجش رو خودم میدم
دارم دق میکنم از اینکه جلو هر کس و ناکس اشکم در میاد وقتی می پرسه مشکلتون چیه و بهم ترحم میکنن