غیبت میشه گناهشم کردن ما
اما خب خیلی حرصم میگیره از زنداداشم
مامانش وقتی مدرسه ای بود خیلی بهش گیر میداد(آشنا بودیم)
در حدی که باید هدبند میزد و ساق دست میپوشید و همیشه مانتوهای بلند و اگه تو جمع بلند میخندید گیر میداد
از سن هجده سالگی ولش کرد دیگه نه پدر نه مادر کلا آزادش گذاشتن حالا یه تیپایی میزنه که بیا و ببین شلوارا و مانتو ها کووووووتاههه کوتاه بعضی وقتام بلوز شلواری میاد بیرون موها بیرون توی صورتش ریخته همش رز قرمز
بنظرم فقط عقده میتونه با آدم اینکارو بکنه
و همین کاراش منو از خودش متنفر کرده و خیلی ازش بدم اومده چون اصلا نمیتونم بی حجابی رو تحمل کنم