



آخر یه روزی گوشی مو میفروشم اکانتام مو برا همیشه پاک میکنم دست شوهرمو میگیرم مبرم همچین جایی شروع میکنم به زندگی کردن 🥲 مرغ 🐔و گاو🐄 و گوسفند 🐏 برا خودم میگیرم سگ مونم بچه دار شده مبارکش🐕🐕 گربه مونم داره بازی میکنه با مرغامون🐈⬛🐈 اسبم داریم راستی اسمش تندره🐎
هوای پاک میخرم آرامش میخرم جای ماشینو شغل خفن و ... دست مامانم و خونوادم میگیرم میبرم
صبا زور بیدار میشم نون تازه میپزم چای آتیشش میزارم کره و نون محلی و پنیر محلی و سر سفره میزارم شوهرم و بچه هام ار زیر کرسی یکی یکی میان بیرون سر سفره صبونه میحوریم و زندگی رو شروع میکنیم 🤗🤗 روز جمعه است و مدرسه روستا هم تعطیله با بچه ها میریم کوه دارو جم می کنیم . شیر بزا رو می دوشیم میبرمشون چرا به مزرعه مون سر می زنیم به باغمون . ناهار آبگوشت تو ظرف سنگی بار گذاشتم رو آتیش سبزی خوردن دخترم می شورع میاره سر سفره با دوغ محلی و نون محلی همه باهم ناهار میخوریم شما هم دعوتین بفرمایین 🥺🥺 مامان بزرگم داره خیاطی میکنه بابا بزرگم چپق میکشه و به بیرون خیره شده نم نم بارون داره میباره و یکم هوا خنک شده ما کرسی مونو ار زمستون جم نکردیم چون اینحا هوا شب سرد میشه بخاری هیزمی داریم ک شوهرم رفته براش هیزم بیاره . میوه آوردم رو کرسی گذاشتم و مامانم ار قدیما برامو میگه و بابا هم داره چرت میزنه . بچه ها از سرو کول چرخ خیاطی مامان بزرگ بالا میرن نمیزارن کارشو بکنه 😁 شوهرمم میاد بخاری رو روشن میکنه و ما خوشبخت تر میشیم با گرمای خونمون ۰🥲🥲💚❤
*پ.ن: یه عکس اشتباه اومد. در ضمن منم فردا امتحان دارم ذارم به خودم آرامش میدم ببخشید بد نوشتم ۰🥲

