اوایل زندگی همه ی مردا بچه ننه هستن
شوهر من که تا چند ساله اینجوری بود یه چیزی تو خونه خراب میشد به جای اینکه تعمیر کاربیاره درست کنه میرفت سراغ ننش که بدبخت شدم یخچالم خراب شده😐اونا هم بدبخدا انقدر خسیس بودن انگار باباشون مرده همگی میومدن خونم و عزا میگرفتن... واااای یادش افتادم حالم بهم خورد
یا غذا یزره باب میلش نبود میرفت خونه ی ننش میگفت زنم بلد نیس غذا درست کنه زدمش😐حسم میگه دلیل این حرکاتش این بوده که ننش قبل عروسی بهش گفته به زنت رو نده سخت بگیر بهش... که انقدرررر مشتاق بود خبرا رو ببره