سلام، من 17 سالمه و ی همکلاسی دارم ک همشهریمه(اسم مستعار سارا) ما ی دوست مشترک داریم، و من ب تازگی با اون دوست مشترکمون اشنا شدم(اسم مستعار زهرا) ، زمانی ک سارا فهمید من و زهرا باهم دوست شدیم، به زهرا پیام داد و گفت تو احیانا با این (اسم من) دوست نیستی؟
زهرا به من گفت ک سارا بهش پیام داده...
ولی نگفت ک درادامه حرفاش چی گفته، وقتی ازش پرسیدم گفت همینجوری میخواست بدونه ما همو میشناسیم یا نه(برای اینک من ناراحت نشم اینو گفت)
حالا تا اینجای ماجرا رو داشته باشین و اینا روهم یادتون بمونه
یکی از همکلاسیا(اسم مستعار لاله) با سارا صمیمیه، من ی روز حالم بشدت بد شد و حمله عصبی بهم دست داد توی دبیرستانمون و لاله اومد و کلی کمکم کرد و بهم ارامش داد، منم برای جبران لطفی ک در حقم کرد، برای تولدش ی سوپرایز کوچیک کردمش و کیک و کادو خریدم
سارا ازین قضیه با خبر شده بود، و به زهرا پیام داده بوده ک: فلانی خودشو ب مریضی میزنه، لاله هم برای اینکه کلاسو بپیچونه میره کمکش، فلانی رفته براش کیک خریده، ببین چقد چاپلوسه،میچسبه به ادم، نزدیکش نشو، ولت نمیکنه، ی رفیقی هم داره اونم مثل خودشه
اینا رو من از زهرا نشنیدم، یکی از اطرافیانم بهم گفت، و مطمئنم ک راست گفته، وقتی رفتم دبیرستان بعد از این قضیه سارا خیلی بدجور نگام میکرد و من تازه متوجه نگاه هاش شده بودم
الان مشکلم اینه ک میخوام ی جوری حال سارا رو جا بیارم، ولی اگ بفهمه ک من میدونم، فکر میکنه زهرا برام قضیه رو تعریف کرده و برای زهرا بد میشه...
چیکار کنم؟