2821
2789

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

خب داستان زندگی من ازاینجا شروع میشه که من پشت کنکوری بودم که با همسرم اشنا شدم و دوست شدیمو و ادامه دادیم تا ۴سال بعد که اومدن خاستگاری و خلاصه عقد وازدواج(ایشون که اسم مستعارشون میزارم داوود،اوایل رابطمون همه چی داشتن ماشین و خونه مجردی و وسایل خونه و ...)ولی چون پدر مادرش جداشده بودن اینم خونه مجردی داشت وخودش زندگی میکرد خلاصه که من عاشقش شدم و هرطوری بود ازدواج کردیم: ،»»»حالا قبل ازدواجم:

از طرفی تو فامیل خاطرخواه داشتم که وضعش بهتر بود خانواده داشت و تحصیلات بهتر داشت یه روز پیشنهاد خواستگاری رو میدن و مامان من میگع دخترم نمیخاد ازدواج کنه و ردشون میکنه چون میدونست من کسی دیگه رو میخام و همه خواستگارا خلاصه رد میشدن ،که من با داوود ازدواج کنم و ناگفته نماند اونم دوستم داره ولی شرایط دیگه اونجوری نموند،ماشینش چپ کرد و خلاصه ماشین رفت وسایل خونه هم هرکدوم نو بود خواهرش برا جهازش برد چون کسی جز همین داداش نداشت که کمکش کنه پول پیش خونه هم ک رفت برا خرید جهاز خواهرش و ...،ما موندیم و یه عشق که چون همو میخاستیم راضی به ازدواج شدم،وتاالان نتونستیم پیشرفتی داشته باشیم چون پشتیبان هم نداشتیم و جدیدا سر مساعل مالی یکم به مشکل خوردیم باهم که خودم حرف طلاق توافقی رو پیش کشیدم

حالا مشکل اینجاست از طرفی اون خواستگارم که فامیل بود اسمش میزارم سعید ،رفته خواستگاری یکی دیگه توفامیل و جواب مثبت شنیده و نامزد کرده ،من حالا همش خودمو با اون دختر مقایسه میکنم میگم اگه من جای اون بودم الان من ماشین زیرپام بود من بهترین خرجارو میکردم و ازاین حسادت های زنانه ،میخواستم راهنماییم کنین. که من باید چیکار کنم حالا که حرف جدایی شده برم توافقی جدابشم و شاید بخت بهتر گیرم اومد یا از طرفی میگم حالا سعید میگه دیدی نتونست بااون زندگی کنه و سرافکنده میشم ،

راستی بچه ها یکی منو میخاسته به اسم بهنام هنوزم میخاد میدونه که متاهل هم شدم ولی بازم ازدواج نکرده خیلی هم موقعیت خوبی داره ،اینم درنظر بگیرین توروخدا نریزین سرم من همش این افکار خراب توسرم هست ک برم با بهنام ازدواج کنم و ازاین جداشم ،🙄😑بخدا داوودخیلی دوسش دارم اما انقدر دعوا کردیم و به مشکل خوردیم میگم خودمو نجات بدم ،کمکم کنین😔


حالا مشکل اینجاست از طرفی اون خواستگارم که فامیل بود اسمش میزارم سعید ،رفته خواستگاری یکی دیگه توفام ...

عشقت به پسره واقعی نبود عشق اصلا این نیس اگه بهت بگم چی سرم اومد میفهمی عشق چیه یا شاید اسمشو بذاری دیوانگی ولی کارت اشتباه تو از کجا میدونی اون خوشبخته یا ن تو واقعا فک کردی پول خوشبختیه؟ برو ماشین بگیر زیر پات طلا بگیر با شوهر خیانت کار میخوای چیکار کنی؟ هیچکس درداشو نمیگه بشین سرزندگیت تا دیذی وضع مالیش خرابه میخوای ولش کنی خجالت بکش حرمت داره ازدواج

دختری از جنس شعر ❤️
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز